اما
ایـــــــــــــن روزها...
به لطـــــــــــفِ تــــــــــو...
انـــتظــــــار را دیـــــــــــدنی میکـــــِـــــــشـَـم....!!!!

|
ما که می ترســیدیم از هــجـــرت دوســت
کـــاش می دانســـتیم روزگـــاری که به هــــم نـزدیـکـــیم ، چه بهـــــائی دارد ؟! کــاش می دانســتیم کـه ســفر یـعـــنی چــه ... ؟ و چـــــــــرا مــــرغ مـهــــــاجـــر وقـــت پــرواز بـه خـــود می لـــرزد ... ؟!!!
+ نوشته شده در جمعه پنجم اسفند 1390 | ساعت13:34 | توسط یســــنا |
الــهـی! قدرِ "شب قدر" را تــو می دانی.. به قدرِ من منگر.. به قدرِ خویش عطا کن!!!!
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390 | ساعت9:30 | توسط یســــنا |
کاشکی گاهی وقتا خدا از پشت اون ابر ها میومد بیرون و گوشم رو محکم می گرفت و داد می زد که آهـــــــــــــــــای !!! بگیر بشین سر جات اینقده غر نزن... همینه که هست! بعد یک چشمک می زد و آروم توی گوشم می گفت همچی درست میشه....
+ نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390 | ساعت9:12 | توسط یســــنا |
بر سنگ قبر من بنوسید خسته بود .
اهل زمین نبود.دلش شکسته بود بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنویسید این درخت عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر پشت دری که باز نمی شد مانده بود...
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1390 | ساعت17:31 | توسط یســــنا |
خدایااااااااااااااااااااااااااااااااا ...
در انجماد نگاه های سرد این مردم ... دلم برای " جهنمت " تنگ شده است !!!!!!! + نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 | ساعت16:40 | توسط یســــنا |
وقتی تمام احساس دلتنگیت را با یک "به من چه" پاسخ میگیری ... "به کسی چه" که چقدر تنهائی!!!
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 | ساعت17:12 | توسط یســــنا |
دلت که تنگِ یک نفر باشد...
خودِ خدا هم بیاید تا خوش بگذرد و لحظه ای فراموش کنی فایده ندارد... تو دلت تنگ است... دلت برای همان یک نفر تنگ است تا نیاید... تا نباشد... هیچ چیز درست نمیشود + نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر 1390 | ساعت11:30 | توسط یســــنا |
نقــّـــــــــاشِ خــــوبی نــــبودم... اما ایـــــــــــــن روزها... به لطـــــــــــفِ تــــــــــو... انـــتظــــــار را دیـــــــــــدنی میکـــــِـــــــشـَـم....!!!! ![]() + نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1390 | ساعت9:49 | توسط یســــنا |
هی فلانــی می دانی ؟ می گوینــد رســم زندگــی چنین است...
مــی آیند.... مــی مانند.... عــادت می دهند.... ومــی روند ؛
وتو در خود مــی مانی و تو تنهــا می مانــی
راستــی نگفتــی رســم تو نیز چنیــن است؟.... مثل همه فلانــی ها....؟
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 | ساعت14:39 | توسط یســــنا |
بیا گناه ندارد ، به هم نگاه کنیم و تازه داشته باشد ، بیا گناه کنیم
نگاه و بوسه و لبخند ، اگر گناه بود بیا که نامه اعمال خود سیاه کنیم بیا به نیم نگاهی و خنده ای و لبی تمام آخرت خویش را تباه کنیم به شور و شادی و شوق و شراره تن بدهیم و بار کوه غم از شور عشق ، کاه کنیم و زنده زنده در آغوش هم کباب شویم و خنده، ...به فرهنگ مرده خواه کنیم
گناه ، نقطه آغاز عاشقی است ، بیا که شاید از سر این نقطه عزم راه کنیم بیا بساط قرار و گل و محبت را دوباره دست به هم داده، روبراه کنیم اگربه خاطر هم عاشقانه بر خیزیم نمی رسیم به جایی که اشتباه کنیم برای سرخوشی لحظه هات هم که شده بیا گناه ندارد به هم نگاه کنیم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 | ساعت12:32 | توسط یســــنا |
نزدیكتر بیا
چیزی بگو برای سحر گاه گلوی موُذن صدای تو را كم دارد ...
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 | ساعت11:14 | توسط یســــنا |
در هیچ خیابانی قدم نگذاشتم ، جز اینکه فکر کردم شاید از کنار تو در آن گذشتهام ! در روزگاری که محبوبم نبودهای ، بر هیچ نیمکتی ننشستم ، جز اینکه فکر کردم شاید کنار ِ من بر آن نشستهای ؛ در روزگاری که محبوبت نبودهام ... + نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اسفند 1389 | ساعت12:11 | توسط یســــنا |
تا آن هنگام که ستارگان می درخشند ، جای نومیدی نیست ؛
تا آن هنگام که شبها بر برگ ها شبنم می نشانند ، و آفتاب چهره ی صبح را زرین می کند جای نومیدی نیست ؛ هر چند که سیل اشک بر گونه ها روان شود . وقتی تو آه می کشی ، بادها آه می کشند و زمستان غصه های خود را چون برف بر گور برگ های پائیزی فرو می بارد ، اما زمین بار دیگر زنده می شود و سرنوشت تو از کائنات جدا نیست ، پس همچنان در سیر و سفر باش و اگر چندان شاد و سرخوش نیستی نومید و دل شکسته نیز مباش ... امیلی برونته
+ نوشته شده در یکشنبه یکم اسفند 1389 | ساعت16:15 | توسط یســــنا |
چقدر دور شده ای ... اما از همان دورها می آیی که نا نوشته هایم را بخوانی !!! آغوش نوشته هایم فروختنی نیست بوسه ی قلمم بر کاغذ قیمت ندارد بدن پر وسوسه ی اندیشه ام را عریان نخواهم کرد تا لحظه ای دستهای.... انکار نمی کنم ؛ دستهایت را دوست دارم ... دستهای گرم و روشنت را ؛ اما روحم را نمی فروشم حتی اگر بهایش آغوش بی دغدغه ی تو باشد.... + نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389 | ساعت11:35 | توسط یســــنا |
به جستجوی تو بر درگاه کوه می گریم ؛ در آستانه ی دریا و علف ... به جستجوی تو در معبر بادها می گریم ؛ در چار راه فصول ، در چار چوب شکسته ی پنجره ای که آسمان ابر آلوده را قابی کهنه می گیرد ... به انتظار تصویر تو این دفتر خالی تا چند ورق خواهد خورد؟! جریان باد را پذیرفتن و عشق را ، که خواهر مرگ است ؛ و جاودانگی ، رازش را با تو در میان نهاد ... پس به هیات گنجی درآمدی : بایسته و آز انگیز !!! گنجی از آن دست که تملک خاک را و دیاران را از این سان دلپذیر کرده است ! نامت سپیده دمی است که بر پیشانی آسمان می گذرد *** متبرک باد نام تو! *** و ما همچنان دوره می کنیم شب را و روز را ؛ هنوز را ؛ از احمد شاملو در سوگ فروغ...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم بهمن 1389 | ساعت9:46 | توسط یســــنا |
دلت را جایی حوالی خدا چهار میخ کن که با رفتن این و آن نــــرود! + نوشته شده در سه شنبه نوزدهم بهمن 1389 | ساعت17:52 | توسط یســــنا |
یکی بود یکی نبود
عاشقش بودم عاشقم نبود ؛ وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود ! حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن یکی بود یکی نبود...
یکی بود یکی نبود ... این داستان زندگی ماست ، همیشه همین بوده ، یکی بود یکی نبود ... در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن ، با هم ساختن ؛ برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد ؛
همه با هم بودند و ما اسیر این قصه کهن ، برای بودن یکی ، یکی را نیست می کنیم ؛
انگار که بودنمان وابسته نبودن دیگریست ! هیچ کس نمیداند ، جز ما ! هیچ کس نمی فهمد جز ما ! و آن کس که نمی داند و نمی فهمد ، ارزشی ندارد ؛ حتی برای زیستن !!!
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم بهمن 1389 | ساعت17:0 | توسط یســــنا |
خدا را گفتم :
بیا جهان را قسمت كنیم ؛
آسمان برای من ، ابرهایش برای تو
دریا برای من ، موج هایش برای تو
ماه برای من ، خورشید برای تو
خدا خندید و گفت :
تو بندگی كن ؛ همه دنیا برای تو ؛ من هم برای تو ![]() + نوشته شده در سه شنبه نوزدهم بهمن 1389 | ساعت11:59 | توسط یســــنا |
دلم تنگ است ؛ دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است ؛ صدایم خیس و بارانیست ؛ نمی دانم چرا در قلب من پائیز طولانیست ؟؟؟!!! + نوشته شده در چهارشنبه ششم بهمن 1389 | ساعت9:37 | توسط یســــنا |
آه دل مظلوم به سوهان ماند ؛ گر خود نبرد ، برنده را تیز کند... + نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 | ساعت11:14 | توسط یســــنا |
پروردگارا...
یاریم ده ؛ تا در این فرصت حیاتم ، آهی نکشم در حق کسانی که دلم را شکستند ... + نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 | ساعت11:9 | توسط یســــنا |
خدایا
امروزم ازون روزاست ؛ هر روز بود ، دیروزم بود ولی امروز بدتره... شاید دل خیلی ها گرفته و نمیگن اما من دلم داره از تو سینم کنده میشه ، قلبم داره میاد تو دهنم... خدایا قلبمو آروم کن من فقط تورو دارم... + نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 | ساعت11:6 | توسط یســــنا |
تو شهر ما هنوز خدا داره گریه میکنه... وقتی اشکاش میخوره به صورتم انگار داره گناهام می ریزه رو زمین و پاک پاک می شم... خدایا ببار ؛ منم می بارم...!!! وقتی باهم گریه کنیم ، هیچکی نمی فهمه که درد داری ... خدایا تو هم بغضت می ترکه ؟؟؟ !!! تو هم وقتی نمی فهمه کسی که چی میگی گریه می کنی ؟! خدایا فقط توئی که می فهمی درد منو.................................. گفتم که ؛: از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بی درد ندانی که چه دردیست ؟؟!!! + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم دی 1389 | ساعت17:21 | توسط یســــنا |
داره بارون می باره............نم نم !!! وای نمی دونید چقدر اینجا هوا عالیه... تا دفتر پیاده و آروم آروم زیر بارون بدون چتر اومدم ، صورتم خیس شد...چه لذتی داره گریه کردن زیر بارون...!!! الهی شکر...
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم دی 1389 | ساعت9:38 | توسط یســــنا |
آیا برده هستی ؟! ............ پس دوست نتوانی بود !!!
آیا خودکامه هستی ؟!.......... پس دوست نتوانی داشت !!!
در زن دیرزمانی است که بردگی و خودکامگی نهان گشته اند ؛
ازین رو زن را توان دوستی نیست ؛ او عشق را می شناسد و بس... + نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی 1389 | ساعت18:4 | توسط یســــنا |
وقتی اندوهگین هستم با خود می گویم :
رنج معیار پیشرفت است ، از مشکلات نباید هراسید ؛
و این عبارت چیزی بیش از آرامش به من میدهد ؛
بیل ویلسون + نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی 1389 | ساعت18:3 | توسط یســــنا |
تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی ، بدن عریانت را نشان نده ؛ هیچ گاه چشمانت را برای کسی که معنای نگاهت را نمی فهمد گریان مکن ؛ قلبت را خالی نگه دار ؛ اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی ، سعی کن که فقط یک نفر باشد ؛ و به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم ؛ زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز... + نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی 1389 | ساعت12:20 | توسط یســــنا |
خدایا امروز خیلی دلم گرفته...
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی 1389 | ساعت10:42 | توسط یســــنا |
از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بی درد ندانی که چه دردیست ...!!! ![]() + نوشته شده در سه شنبه چهاردهم دی 1389 | ساعت16:8 | توسط یســــنا |
قوانین علم را بهم زده ای !!!!!!!!! . . . نبودنت وزن دارد ؛ تهی ؛ اما سنگین.....!!!!!!! + نوشته شده در دوشنبه سیزدهم دی 1389 | ساعت12:9 | توسط یســــنا |
|
ME
. .. . .. . . . . . . ??????????????? LinkTitle عکس های عاشقانهALL LINKS Archive هفته اوّل اسفند 1390هفته اوّل شهریور 1390 هفته چهارم مرداد 1390 هفته سوم مرداد 1390 هفته چهارم تیر 1390 هفته سوم خرداد 1390 هفته سوم اردیبهشت 1390 هفته چهارم فروردین 1390 هفته سوم اسفند 1389 هفته اوّل اسفند 1389 هفته چهارم بهمن 1389 هفته سوم بهمن 1389 هفته اوّل بهمن 1389 هفته چهارم دی 1389 هفته سوم دی 1389 هفته دوم دی 1389 هفته اوّل دی 1389 هفته چهارم آذر 1389 هفته چهارم مهر 1389 هفته سوم مهر 1389 هفته دوم مهر 1389 هفته چهارم شهریور 1389 LINK ME پاگرداشعار انتظار که زن نبودی امـــــــــــــا ... سارا پناه من دوستی در صفاسیتی پاچینو آرزوی آرزوها مورچه های خونگی coolboy دلداده نوبان اس ام اس آپلـــــــــــــــــــــــــود عکــــــــــس آپلـــــــــــــــــــــــــود عکــــــــــس اوستا کامران شریعتی دچار احمد زندگی من فتوشاپ !!!!! شیطونی های پسر خوبه و پسر بده!!!!! مـــــــــــوزیک دانلـــــــــــــــــود برگ های زندگی دلتنگیهای نیکا بیمه پارسیان بهترین ناز ... حرف های دل جیغ جیغو سکوت غم ستاره اشک خیس مطالب دوست داشتنی 0111 موــــــــــــــــــــــزیک شاهرخ استخری سیاوش خیرابی خالی تنها بهار20 امیر نیکخواه بهرامی عشق های سوخته کج خیال فتوشاپ آنلاین آنلاین آپلود پاپولی کوروش کبیر دلنوشته و خاطرات دنیای کامپیوتر چت مت عاشق تنها دانلود روشن بالاتر از تنهائی اساااااااااااااااااااااااااتید2011 دلتنگ کلبه تنهائی هنووووووووووز یک قدمی درد هاااااااای خااااااکستری سکووووووووت آپلود عکس ریسمون آن بالا یکی مرا دووووست دارد ... خدا هم تنهاست ... آسمان... باراااااااااااااااااااااااااان من ... قرااااااااااااااااار دلتنگی ... همه چیز اینجاست ... قالب ... نکته چین ... طعم گس خورشید ... در پناه کتمان ... حس های نزدیک ... آرزوهاااااااا... شعر نو ...مسیح ... آپلود عکس ... آپلود عکس 2 ANTIBOY GIRLS سیب ... سیب حوا ... سیب حوا ...2 فوتو زیبا ... کلیپ دوووونی ... صدا نمااااااااااااااااااااااااااااااا ... عکس های عاشقانه ... فرزانش ایرانی ... انواع عکس من ، تو ، او روزن گاااااااااااار ... بودنت ، بوئیدنت ... شعر آغوش ... میعااااااد گاه خیال ... دلم قرار می خواهد ... قوها بر بااااااااااااااد سوارند ... شعر ... جمله-های-عاشقانه-دکتر-علی-شریعتی لوگو ... درد و دل های یک دختر غمگین ... دل تنها... بهترین دانلود ... بیمه آســـــــــــــــــــــیا فتوشاپ آنلاین عکس و شعر عاشقانه ســــــــــــــاقی لوگو vpn لییییییییییییییییبرااااااااااااااااااااااااااااااااال بیداری از خواااااااااااااااااااااااب فلسفه دکانت روزگار آبرنگی DESIGN BY
|